رضا پورکریمان

ReZa PouRKaRiMaN
رضا پورکریمان

تو دنیای منی اما ؛ به دنیا اعتمادی نیست !

پیام های کوتاه

بایگانی

فرازهایی از فرودهای زندگی

دوشنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۴، ۰۷:۳۰ ب.ظ

هر چه کشیدم 

هر چه خوردم
تا تو را محو کنم
نشد که نشد
خود نیز تار و مار شدم
ولی ... 
هیچ چیز از تو در من کم نشد
نه خاطره ای ف نه تصویری
تنها چیزی که به وقوع پیوست
دلتنگی محض بود و افسردگی
تنها چیزی که به وضوح حس میشد
نبودنت بود و جای خالی تو 
که هیچ کسی شبیه به تو هم جای تو را نمیگرفت 
بارها از خدا طلب مرگ کردم 
نشد ... نشد که بمیرم 
کاش دعای مشترکمان بعد از رفتنت و بعد از آخرین حرفها
برآورده میشد ... یادم است که میگفتی "آرزو میکنم که بمیری !"
تو را به جان آنکس که جای من را گرفت سوگند !
کمی بیشتر برای مرگ من دعا کن 
راستش را بخواهی بسیار خسته ام ... روحم دچار کفیدن شده است
یا برگرد و مرا با وجود و حضورت روحی تازه ببخش
یا بسیار برای نبودنم دعا کن ... تا برآورده شود این آرزوی شیرین

#فرازهایی_از_فرودهای_زندگی 

- رضا پورکریمان

30 آذر 94