رضا پورکریمان

ReZa PouRKaRiMaN
رضا پورکریمان

تو دنیای منی اما ؛ به دنیا اعتمادی نیست !

پیام های کوتاه

بایگانی

دردِ نبودن

جمعه, ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ۰۸:۳۳ ب.ظ

از ۱۷ خرداد ، تولد سی سالگیم  تا امروز هر روز به بدترین نحو گذشت :"(  جوری که دیگه حال و حوصله ی هیچ چیز و هیچ کسی رو ندارم :"(  هر هشتا  بچه ی دو تا مادر ، هر روز و دونه دونه دارن از بین میرن جلو چشمام و این تلخ ترین دلیل غمگین بودنمه :"(  نتونستم بچه هارو ببرم دامپزشک .. ولی با توجه به نوع مرگشون ، حدس میزنم ویروس باعث مرگشون با این سرعت شده. :-(  چون چند سال پیش هم یک مرغ و چند تا جوجه داشتم که اونا هم به همین نحو از بین رفتن (داخل دهن کف میکرد و ضربان قلب به سرعت کاهش پیدا می کرد و جون میدادن و میمیردن) :"(  وقتی یکی از جوجه هارو بردم دامپزشکی کالبد شکافی کرد گفت به احتمال زیاد ویروس باعث مرگشون شده.

خلاصه که این روزا داغون ترینم :"(

۹۹/۰۳/۲۳